واژه جو

عکری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عکری . [ ع َ ] (اِخ ) عبدالحی بن احمدبن محمدبن عماد عکری حنبلی مکنی به ابوالفلاح . مورخ و فقیه قرن یازدهم هجری . رجوع به عبدالحی (ابن احمد...) و مآخذ ذیل شود: الاعلام زرکلی ج ٤، خلاصةالاثر، آداب اللغةالعربیه ٔ جرجی زیدان .

معنی عکری | واژه جو