عیب جویی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداننکوهش، خرده گیریمترادفها و واژههای مرتبطانتقاد، ایراد، تنقید، خردهگیری، نکتهگیری ≠ عیبپوشیواژه قبلی: عیبواژه بعدی: عیب جویی کردن