عیط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عیط. [ ع َ ] (ع مص ) دراز گردیدن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). گویند: عاطت العنق ؛ یعنی گردن درازشد. (از اقرب الموارد). ◄ باردار نگردیدن ناقه سالها، بی نازایندگی، و کذا عاطت المراءة. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). عیاط. عَوط. رجوع به عیاط و عوط شود.
عیط. [ ع َ ی َ ] (ع مص ) درازگردن بودن . عَیِطَ الرجل ؛ گردن آن مرد دراز بود. (از اقرب الموارد). درازگردن گردیدن . (از ناظم الاطباء). ◄ (اِمص ) درازی گردن . (منتهی الارب ).
عیط. (ع ص، اِ) ج ِ أعیط. (ناظم الاطباء). رجوع به اعیط شود. ◄ ج ِ عَیطاء. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به عیطاء شود. ◄ ج ِ عائط. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به عائط شود. ◄ شتر برگزیده و جوان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شتران برگزیده و جوان . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). نیک از شتران و جوانان آنها مابین «حقة» تا «رباعیة». (از اقرب الموارد).