عیلان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عیلان . [ ع َ ی َ ] (ع مص ) مانند مصدر عَیل است بمعنی ندانستن شخص که گم شده به کجا رفته و در چه جابجوید آنرا. (از ناظم الاطباء). رجوع به عَیل شود.
عیلان . [ ع َ ] (ع اِ) کفتار نر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
عیلان . [ ع َ ] (اِخ ) ابوقیس، و صحیح آن قیس عیلان باشد و او را همنام نیست . و عیلان در اصل نام اسب او بوده است . (منتهی الارب ). و رجوع به عیلانی شود.