عیلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عیلة. [ ع َ ل َ ] (ع مص ) نیازمند و درویش گشتن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). فقیر و محتاج شدن . (از اقرب الموارد). عَیل . عُیول . مَعیل . رجوع به عیل و عیول و معیل شود.
عیلة. [ ع َ ل َ ] (ع اِمص ) درویشی و فاقه . (از منتهی الارب ). اسم است از مصدر عَیل . (از اقرب الموارد). درویشی . (دهار) (غیاث ). درویشی و فقر و فاقه . (ناظم الاطباء). گویند: طال عیلتی ایاک ؛ یعنی دراز شد احتیاج من به تو. (منتهی الارب ). رجوع به عیلت شود : و ان خفتم عیلة فسوف یغنیکم اﷲ من فضله . (قرآن ٢٨/٩). ◄ (اِ) بمعنی عَیِّل است . (از اقرب الموارد). رجوع به عیّل شود.
عیلة. [ ع َ ی َ ل َ ] (ع ص، اِ) ج ِ عائل . (از ناظم الاطباء). رجوع به عائل شود.