عیمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عیمة. [ ع َ م َ ] (ع مص ) آرزومند شیر گردیدن . (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ تشنه شدن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). عَیم . رجوع به عیم شود.
عیمة. [ ع َ م َ ] (ع اِمص ) آرزوی شیر. (ناظم الاطباء). شهوت و میل داشتن به شیر و لبن . هرگاه شخص اشتهای شیر کند گویند: «قداشتهی فلان اللبن » و اگر اشتهای او بسیار زیاد گردد گویند: «عام الی اللبن ». (از اقرب الموارد). ◄ تشنگی . (ناظم الاطباء). عطش . (اقرب الموارد).
عیمة. [ م َ ] (ع ص ) شتران برگزیده . (منتهی الارب ). نیکان از مال . (از اقرب الموارد).