عین البقر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عین البقر. [ ع َ نُل ْ ب َ ق َ ] (ع اِ مرکب ) چشم گاو. گاوچشم . رجوع به عین شود. ◄ ظاهراً نام نوعی پارچه بوده است با سوراخهای فراخ : چشمهای مدفون و عین البقر بر روی آرایش بگشودند. (نظام قاری ). جامه بران چو وصله ز عین البقر برند آیا بود که گوشه ٔ چشمی به ما کنند. نظام قاری . ارمک و قطنی و عین البقر و رومی باف مله ٔ میلک و لالائی بی حد و شمار. نظام قاری . ◄ اسم نوعی از انگور، و به لغت مغربی اسم نوعی از آلو است . و اقحوان را نیز نامند. (مخزن الادویه ) (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ). و رجوع به عیون البقر شود.
عین البقر. [ ع َ نُل ْ ب َ ق َ ] (اِخ ) چشمه ای است در نزدیکی عکا، و مسلمانان و نصاری و یهودیان آن را زیارت کنند. و گویند آن گاوی که حضرت آدم بااو زراعت میکرد، از اینجا ظاهر شده است . و بر این چشمه مشهدی است منسوب به حضرت علی علیه السلام . (از معجم البلدان ). و رجوع به سفرنامه ٔ ناصرخسرو ص ١٨ شود.