عین شمس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عین شمس . [ ع َ ن ِ ش َ ] (اِخ ) شهری است در صعید، در مقابل طِهنة. و این غیر از شهری است که در مطریه است . نام آن در شعر کثیر آمده است . رجوع به معجم البلدان شود.
عین شمس . [ ع َ ن ِ ش َ ] (اِخ ) آبی است بین عُذَیب و قادسیة.ذکر آن در ایام فتوح آمده است . (از معجم البلدان ).
عین شمس . [ ع َ ن ِ ش َ ] (اِخ ) دهی است به مصر که در آنجا درخت بلسان میشود. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). نام شهر فرعون است در مصر، و بافسطاط سه فرسخ فاصله دارد. و آن بر ساحل نیل واقع نیست . و شهری بزرگ بود. این مکان قصبه ٔ کوره ٔ «اتریب »است . و اکنون ویران گشته و آثار باستانی در آن یافت شود، از جمله ستونهای دراز سیاه است که از دور چون نخلهای بی سر می نماید و عامه ٔ مردم آنها را «مَسال ّ فرعون » خوانند. و گویند عین شمس از عجایب مصر است و آن معبد شمس بود. و در این مکان است که زلیخا پیراهن یوسف را درید. دو ستون در اینجا وجود دارد که بدون پایه بر زمین ساخته شده اند و طول آنها پنجاه ذراع است . بر آنها صورت انسانی است بر دابه ای و بر سر آنها شبه دو صومعه است از مس، هرگاه آب نیل جاری باشد آب از آنها ترشح میکند و می چکد. در این شهر بلسان میکارند و روغن آن را میگیرند. (از معجم البلدان ). مدینة فرعون . هلیوپلیس . (یادداشت مرحوم دهخدا) : باغچه ٔ عین شمس گلخن جی دان وز بلسان به شمر گیای صفاهان . خاقانی .