عینیت دادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بیرونی کردن، عینی کردن، متعلق کردن، ظاهر کردن، وجود خارجی دادن، بیرون کردن نمایان کردن، نشانه داشتن، نمودن انجام دادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بیرونی کردن، عینی کردن، متعلق کردن، ظاهر کردن، وجود خارجی دادن، بیرون کردن نمایان کردن، نشانه داشتن، نمودن انجام دادن