غابط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غابط. [ ب ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از غبطة. آرزومند به حال کسی بی زوال آن از وی . رشک برنده . (منتهی الارب ). ج، غُبُط. (منتهی الارب ). و در اقرب الموارد آرد: الغابط؛ الحاسد و الذی یتمنی نعمة علی ان لا تتحول عن صاحبها فان تمنی عین ماله و نعمته فهو الحسد. ج، غُبَّط. ◄ خوشحال . نیکوحال . (المنجد). ◄ آزماینده ٔ گوسفند که فربه است یا نه : کغابط الکلب یبغی الطرق فی الذنب . (تاج العروس ).