غادیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غادیة. [ ی َ ] (ع ص، اِ) ابر بامدادی . (منتهی الارب ). ج، غادیات و غوادی . (مهذب الاسماء). ابر که بامداد برآید. (دهار). ابری که بامداد پیدا شود. (غیاث از لطائف و صراح ). ◄ باران بامدادی . (منتهی الارب ). باران بامداد. باران صبحگاهی . باران بامدادین . (دستور اللغة). ضد رائحة. او مطر الغداة و یقابلها الرائحة. (اقرب الموارد) : کنت بالری فاستقت غللی من غوادی سحابة مدرار. خاقانی . علیک تحیة الرحمن تتری برحمات غواد رایحات . ابن الانباری (از بیهقی چ ادیب ص ١٩٢). ◄ بامداد. (غیاث از لطائف ) (صراح ) : کاروان در کاروان زین بادیه میرسد در هر مسا و غادیه . مولوی . ◄ غادیة الیهود؛ الجماعة التی تغدر منهم . (اقرب الموارد).