غاش
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(ص.) فریفته، عاشق.
(اِ.) = غاوش: ۱- خیار بزرگی که برای تخم نگاه دارند. ۲- خوشه انگور نارسیده ؛ غوره.
[ ع. ] (اِفا.) ۱- غش کننده. ۲- کسی که مردم را بفریبد.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(ص.) فریفته، عاشق.
(اِ.) = غاوش: ۱- خیار بزرگی که برای تخم نگاه دارند. ۲- خوشه انگور نارسیده ؛ غوره.
[ ع. ] (اِفا.) ۱- غش کننده. ۲- کسی که مردم را بفریبد.