غافر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غافر. [ ف ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از غفران . آمرزنده ٔ گناه . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). آمرزنده و پوشنده ٔ گناه . (مهذب الاسماء) (غیاث ) : همتش آن است تا غالب شود بر دشمنان راست چون بر دشمنان غالب شود غافر شود. منوچهری . بیار باده که حافظ مدامش استظهار به فضل و رحمت عام است و غافر معبود. حافظ. ◄ (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی چنانکه در دعا گویند: یا غافرالذنوب . ◄ سوره ٔ غافر، سوره ٔ مؤمن است میان زمر و فصلت و آن چهلمین سوره ٔ قرآن است .
غافر. [ ف ِ ] (اِخ ) (بطن ...) موضع عن نصر. (معجم البلدان ).