غانیه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(یِ) [ ع. غانیة ] (ص.) مؤنث غانی<BR>۱- زنی زیبا که نیاز به آرایش نداشته باشد.<BR>۲- زن پاکدامن شوهردار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(یِ) [ ع. غانیه ] (ص.) مؤنث غانی ۱- زنی زیبا که نیاز به آرایش نداشته باشد. ۲- زن پاکدامن شوهردار.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
غانیه . (اِخ ) رجوع به گانیه شود.
غانیه . [ ی َ ] (ع ص ) زنی که بی نیاز باشد بخوبی خود از پیرایه . (منتهی الارب ). زن که بی نیاز باشداز آرایش . (مهذب الاسماء). ◄ زن بی نیاز بشوی خود از سرمایه . (منتهی الارب ). ◄ زن که بشوی خود بسنده کند. (مهذب الاسماء). زن جوان پاکدامن باشوی . (منتهی الارب ). ◄ زن که مقیم باشد در خانه ٔ پدر و مادر و سبا بر وی واقع نشده باشد.(منتهی الارب ). التی غنیت ببیت ابویها و لم یقع علیهاسباء. (قطر المحیط). ◄ زن بی نیاز که خواهش او دارند و او نخواهد. (منتهی الارب ). ج، غوانی .
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه