غاوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ یا وُ)<BR>۱- خیاری که برای تخم بگذارند تا بزرگ شود.<BR>۲- خوشة انگور رسیده که برای تخم نگه دارند. غاوشو و غاش نیز گویند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ یا وُ) ۱- خیاری که برای تخم بگذارند تا بزرگ شود. ۲- خوشه انگور رسیده که برای تخم نگه دارند. غاوشو و غاش نیز گویند.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
غاوش . [ وُ / وَ ] (اِ) غاووش . غاوشو. در فرهنگ اسدی آمده : آن خیارکه برای تخم بگذارند تا بزرگ شود. (فرهنگ اسدی ). خیار بزرگی که برای تخم نگاهدارند. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) : فالیزدولتت را چون وقت زرع باشد از پیکر مه و مهر آرد سپهر غاوش . شمس فخری (از انجمن آرا). پنداشت دشمن که به اندیشه ٔ محال تاند که آتشی بجهاند ز غاوشو. شمس فخری (از انجمن آرا). ◄ خوشه ٔ انگور رسیده که آن را نیز جهت تخم گذارند. (برهان ).