غاژ کرده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ دِ) (ص مف.) پنبه یا پشم زده و مهیا برای رشتن.واژه قبلی: غاژ کردنواژه بعدی: غاژدن