غبغب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غَ غَ) [ ع. ] (اِ.) گوشت برجسته زیر چانه. ؛ باد به ~ انداختن قیافه گرفتن، باد کردن.واژه قبلی: غبطهواژه بعدی: غبن