غب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غِ بّ) [ ع. ] ۱- (ص.) یک روز در میان. ۲- (مص ل.) یک روز در میان آمدن تب.واژه قبلی: غاییواژه بعدی: غباد