غدار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غَ دّ) [ ع. ] (ص.) ۱- بی وفا. ۲- در فارسی به معنی مکار، حیله گر، پیمان شکن.مترادفها و واژههای مرتبطجفاکار، جورپیشهبیوفا، پیمانشکن، خائنمحتال، محتاله، محیل، مکارواژه قبلی: غداتواژه بعدی: غداره