غدنگ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غَ دَ) [ ع. ] (ص.) ۱- احمق، نادان. ۲- بدشکل، بد اندام.واژه قبلی: غدرکواژه بعدی: غده