غذا چیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غذا چیدن . [ غ ِ / غ َ دَ ] (مص مرکب ) چیدن غذا به طور منظم و مرتب : سفره گستردی غذای روح چیدی رنگ رنگ میهمانت اشتهاسوز است مهمانی چه سود. طالب آملی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غذا چیدن . [ غ ِ / غ َ دَ ] (مص مرکب ) چیدن غذا به طور منظم و مرتب : سفره گستردی غذای روح چیدی رنگ رنگ میهمانت اشتهاسوز است مهمانی چه سود. طالب آملی (از آنندراج ).