غراب الاسود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غراب الاسود. [ غ ُ بُل ْ اَس ْ وَ ] (اِ مرکب ) غراب اسود. غراب الاسودالکبیر، و آن غرابی است کوهستانی، و به حلال بودن آن وجهی گفته اند. (صبح الاعشی ج ٢ ص ٨٢). غراب الاسود که آن را حاتم نیز گویند و آن را شوم دانند. (از اقرب الموارد). قال عنترة... و جعل نعیب الغراب خبراً للزاجر : حرق الجناح کان لحبی رأسه جلمان بالاخبار هش مولع. (البیان و التبیین چ قاهره ١٩٣٢م . ج ١ ص ٨٢). رجوع به غراب شود.