غرابات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرابات . [ غ ُ ] (اِخ ) نام جائی است، و در شعر لبید آمده است، و آبهائی متعلق به خزاعة پائین تر از کُلَیَّة است . کثیر گوید : اقیدی دماً یا ام عمرو هرقته فیکفیک فعل القاتل المتعمد و لن یتعدی ما بلغتم براکب زورة اسفار تروح و تغندی فظلت باکناف الغرابات تبتغی مظنتها و استبرأت کل مرتدی . حفصی گوید: غرابات نزدیک العرمة در زمین یمامه است . اصمعی راست : لمن الدارُ تعفی رسمها بالغرابات فَاءَعلی العرمه . (از معجم البلدان ).