غراشیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غَ دَ) ۱- (مص م.) خراشیدن. ۲- (مص ل.) خشم گرفتن. ۳- اندوه خوردن.واژه قبلی: غراشواژه بعدی: غراشیده