غربا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(غُ رَ) [ ع. غرباء ] (ص.) جِ غریب.<br>
فرهنگ فارسی معین
(غُ رَ) [ ع. غرباء ] (ص.) جِ غریب.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غربا. [ غ ُ رَ ] (ع ص، اِ) غرباء. غریبان . رجوع به غرباء شود : قیمت عدل بر آن نهند، و رقم برزنند و به غربا فروشند... و غربا بیامدندی و همچنان دربسته بخریدندی ...و غربا تجارت کازرون در باقی نهادند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ١٤٦). و رعایت حقوق غربا از مراسم اهل دیانت و خداوندان فتوت است . (سندبادنامه ص ١٦٧). کهف الفقرا ملاذ الغربا. (گلستان سعدی ). رجوع به غرباء شود.