غربال بند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غربال بند. [ غ َ ب َ ] (اِخ ) از ایلات متفرقه ٔ فارس .(جغرافیای سیاسی کیهان ص ٩٠). از ایلات ممسنی فارس .
غربال بند. [ غ ِ / غ َ ب َ ] (نف مرکب ) غربال ساز را گویند. (آنندراج ). آنکه غربال سازد از زه و کم و جز آن . آنکه غربال بافد یا غربال بندد. ◄ کولی . لوری . لولی . غره چی . قره چی . حرامی . چینگانه . فیج . فیوج . قرشمال . غربتی . سوزمانی . زط. ◄ مجازاً زنی که بسیار فریاد کند. زنی سخت بی حیا و فحاش و بدزبان .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی