غربت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غُ بَ) [ ع. غربه ] (مص ل.) دور شدن، دور شدن از شهر و دیار.مترادفها و واژههای مرتبطبیگانگی، دوریغریبیغربتی، قرشمال، کولی، لولی ≠ انس، شناساییواژه قبلی: غربانواژه بعدی: غربتی