غردل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غردل . [ غ َ دِ ] (ص مرکب ) مردم نامرد و بی جگر و ترسنده و واهمه ناک راگویند و معنی ترکیبی آن قحبه دل است چه غر به معنی قحبه باشد. (برهان قاطع). بددل که ضد شجاع است، زیرا غر به معنی قحبه است . (آنندراج ). بیدل را غردل گویند زیرا غر به معنی قحبه است . (فرهنگ رشیدی ) : نیاید کار مردان از شتردل که غردل هم نباشد مرد مقبل . میر نظمی (ازفرهنگ شعوری ).