غرس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غَ رْ) [ ع. ] ۱- (مص م.) درخت کاشتن. ۲- (ص.) درخت نشانده، نهال.(غَ یا غِ) (اِ.) خشم، قهر.واژه قبلی: غرزنواژه بعدی: غرش