غرشمال/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غِ رَ) (اِ. ص.) = قرشمال: ۱- کولی. ۲- کنایه از: خوش بنیه، لوند.مترادفها و واژههای مرتبطارقه، قرشمال، کولی، لوری، لولیواژه قبلی: غرشمارواژه بعدی: غرض