غرشیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرشیده . [ غ َ دَ / دِ ] (ن مف ) غضبناک و خشمگین و قهرآلود گردیده . (برهان قاطع). غراشیده . خشم آلود و تند. (فرهنگ رشیدی ) (فرهنگ نظام ) : چو غرشیده گشتی ز کین و ستیز گرفتی ازو دیو راه گریز. لبیبی (از فرهنگ رشیدی ) (از فرهنگ نظام ). در آنندراج و انجمن آرا غرشنده آمده و شعر مذکور نیز به نون نقل گردیده است ولی ظاهراً غرشیده صحیح است که نعت مفعولی از مصدر غرشیدن مخفف غراشیدن است . رجوع به غرشیدن و غراشیدن شود.