غرضان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرضان . [ غ ُ ] (ع اِ) در بینی، قسمتی است که از قصبه ٔ بینی از هر دو طرف به پائین کشیده می شود. (از منتهی الارب ). الغرضان فی الانف، ما انحدر من قصبة من جانبیه جمیعاً. (اقرب الموارد). تجاویف دو طرف قصبةالانف . (ناظم الاطباء).
غرضان . [ غ ُ ] (ع اِ) ج ِ غَرض . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). غِرضان . (اقرب الموارد) (المنجد). تقول : «اصابنا مطر اسال زهاد الغرضان ». (اقرب الموارد). رجوع به غرض شود.
غرضان . [ ](اِخ ) یکی از سرداران امیر نوح سامانی . رجوع به تاریخ حبیب السیر چ ١ تهران جزو ٤ از جلد ٢ ص ١٣٣ شود.