غرما
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرما. [ غ َ ] (ع اِ) لغتی در غَرمی ̍ و به معنی «اَما» است . (منتهی الارب ). رجوع به غرمی شود.
غرما. [ غ َ ] (اِ) یا غرمانا، یک بخش از چهار بخش درهم که یک دانگ و نیم است . (فرهنگ نظام ). ربع درهم . ◄ نصف درهم . (السنه ٔ ترکیه و فرانسویه نک لغتی ). غراما. رجوع به غراما شود.
غرما. [ غ ُ رَ] (ع ص، اِ) مأخوذ از غرماء. رجوع به غرماء شود. - غرما کردن . رجوع به غرما کردن شود.