غرند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غَ رَ) (ص.) دختری که در شب زفاف معلوم شود که باکره نیست.واژه قبلی: غرنبیدنواژه بعدی: غرنوق