غرونق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرونق . [ غ َ رَ ن َ ] (ع ص ) جوان سپید خوب صورت . (منتهی الارب ). ج، غَرانِق، غَرانیق، غَرانِقَة. (اقرب الموارد). رجوع به غرنوق شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرونق . [ غ َ رَ ن َ ] (ع ص ) جوان سپید خوب صورت . (منتهی الارب ). ج، غَرانِق، غَرانیق، غَرانِقَة. (اقرب الموارد). رجوع به غرنوق شود.