غرچگان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غرچگان . [ غ َ چ َ ] (اِخ ) ساکن غرچه (غرجستان ) است . (فهرست شاهنامه ٔ ولف ) : از ایران به کوه اندرآیم نخست در غرچگان تا در بوم بست . فردوسی . چغانی و ختلی و بلخی ردان بخاری و از غرچگان موبدان برفتند با باژ و بر سم به دست نیایش کنان پیش ایزدپرست . فردوسی . شه غرچگان بود بر سان شیر کجا پشت پیل آوریدی به زیر. فردوسی .