غریب حسن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غریب حسن .[ غ َ ح َ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باراندوزچای بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه که در ١١/٥هزارگزی جنوب خاوری ارومیه و یک هزار و پانصدگزی خاور شوسه ٔ ارومیه به مهاباد واقع است . زمین آن جلگه و هوای آن معتدل وسالم است و ٦٦ تن سکنه دارد که مذهب آنان تشیع و زبان ایشان ترکی است، آب این ده از باراندوزچای تأمین می شود و محصول آنجا غلات، چغندر، توتون و انگور است .شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جوراب بافی است . راه ارابه رو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).
غریب حسن . [ غ َ ح ُ ] (ص مرکب )آنکه دارای جمال و زیبایی شگفت آور است : شهری غریب دشمن ویاری غریب حسن آنجا چه جای غمزدگان قلندر است . خاقانی .