غریب زاده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غریب زاده . [ غ َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب، اِ مرکب ) لولی زاده . (غیاث اللغات ). در محاوره به معنی لولی زاده است چه اکثر مسافران به لولی و کاولی اختلاط کنند. (آنندراج ). ◄ زاده ٔ زنا. حرامزاده . (ناظم الاطباء) : غریب زاده که تخمش بیفتد از عالم نمی شود که نباشد گزنده و بدذات . ناظم هروی (از آنندراج ) (از مجموعه ٔ مترادفات ص ٣١٢). ◄ باوصف این قباحت به معنی مسافرزاده نیز آید : همچو بیاض چشم سیاهان خوش نگاه هند از غریب زاده ٔ ایران سپیدروست . علی قلی خان اعظم بن حسین خان شاملو. (از آنندراج ) (از مجموعه ٔ مترادفات ص ٣١٢). ترانه ای که ز شوخی ندیم محفلهاست غریب زاده ٔ هندونژاد خامه ٔ ماست . شفیع اثر(از آنندراج ).