غریب گز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. گَ) [ ع - فا. ] (اِ.)<BR>۱- حشرهای که به غریبه نیش میزند و بومیان نسبت به آن مصونیت دارند.<BR>۲- عقرب.<BR>۳- ساس، کَنِه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. گَ) [ ع - فا. ] (اِ.) ۱- حشرهای که به غریبه نیش میزند و بومیان نسبت به آن مصونیت دارند. ۲- عقرب. ۳- ساس، کَنِه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غریب گز. [ غ َ گ َ ] (اِ مرکب ) جانورکی که غسک و ساس نیز گویند. (ناظم الاطباء) . نوعی کنه که در دامغان هست و گزیدگی آن بیماری ممتد و گاه منجر به هلاکت گردد، و نوعی از آن در میانج هست که آن را مَلَه نامند. این حشره غالباً در کاروانسراهای راه تهران به مشهد نیز پیدا شود. از حشرات محلی است که بومیان آنجا از آن ایمنی یافته اند ولی غربا را چون گزد مسموم کند. مله . شب گز. نوعی ساس .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی