غریبی کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غَ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) ۱- سفر کردن. ۲- بیگانگی کردن. ۳- ترسیدن طفل از شخص ناشناس.واژه قبلی: غریبهواژه بعدی: غریدن