غریب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غَ) [ ع. ] (ص.) ۱- هرچیز نادر و نو. ۲- دور از وطن. ۳- بیگانه.مترادفها و واژههای مرتبطبیگانه، غریبه، ناآشنا، ناشناخته، ناشناسبیکس، فقیرنامحرمواژه قبلی: غریواژه بعدی: غریب آمدن