غریز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غریز. [ غ َرْ ری ] (اِخ ) معرب گرز، مستشرق فرانسوی . (از اعلام المنجد).
غریز. [ غ َ ] (اِ) به معنی حلم و بردباری باشد که ترک انتقام است از بدی . (برهان قاطع) (آنندراج ).
غریز. [ غ ُ رَ ] (اِخ ) آبی است اندک به ضربة، و گفته اند آبشخوری است در بلاد ابی بکربن کلاب . (از منتهی الارب ) (از معجم البلدان ).