غریق گشته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غریق گشته . [ غ َ گ َ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) غرق شده . غرق گشته . مستغرق . رجوع به غرق و غرق شده شود : مردی غریق گشته ٔ بحر تحیرم رندی غریب مانده به کوی قلندرم . خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ٣١٣).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غریق گشته . [ غ َ گ َ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) غرق شده . غرق گشته . مستغرق . رجوع به غرق و غرق شده شود : مردی غریق گشته ٔ بحر تحیرم رندی غریب مانده به کوی قلندرم . خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ٣١٣).