غریق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(غَ) [ ع. ] (ص.)غرق شده، در آب فرو - رفته.مترادفها و واژههای مرتبطغرق، غرقه، غوطهور، فرورفته، مستغرقواژه قبلی: غریزیواژه بعدی: غریم