غر
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(غِ) (ص.) (عا.) = قر: جنباندن جز یا تمام بدن از روی ناز ؛ ~ و غربیله ناز و ادا و اطوار. ؛ ~ و غمزه جنبانیدن جز یا تمام بدن از روی ناز و توأم با اشاره چشم و ابرو. ؛ ~و فر الف - آرایش و زینت. ب - غر و غمزه.
(~.) (ص.) ۱- شخصی که خصیه اش بزرگ شد. ۲- برآمدگی در اعضا. ۳- جمع کردن باد در دهان برای آن که با قبضه بسته بر آن زنند تا صدا کند.
(~.) (ص.) ۱- ترکیده و شکسته. ۲- فرو رفته بر اثر ضربه.