غزیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غزیة. [ غ َ زی ی َ ] (اِخ ) قبیله ای است . (منتهی الارب ). بنوغزیه قبیله ای است از طیی ٔ و همچنین از هوازن، و از ایشان است دریدبن الصمة و همو گوید: و هل انا الاّ من غزیة ان غوت غویت و ان ترشد غزیة ارشد. (از تاج العروس ذیل غزا). رجوع به غزیةبن جشم شود.
غزیة. [ غ ُ زَی ْ ی َ ] (اِخ ) بنت حارث، مادر قدامةبن مظعون و برادران او. (از تاج العروس ذیل غزا).
غزیة. [ غ ُ زَی ْ ی َ ] (اِخ ) بنت دودان، مکنی به ام شریک، از بنی صعصعةبن عامر. همین زن بود که نفس خود را بر پیغامبر (ص ) هبه کرد، و گویند اسم او غزیله بود. (از تاج العروس ).