غزیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غزیل . [ ] (اِخ ) ابوکامل . رجوع به ابوکامل غزیل و رجوع به العقد الفرید چ قاهره ١٣٥٩ هَ . ق . جزء ٧ ص ٥٢ شود.
غزیل . [ غ ُ زَی ْ ی ِ ] (اِخ ) (دارةالَ ...) سرایی است متعلق به بنی حارث بن ربیعةبن بکربن کلاب . (از معجم البلدان ). رجوع به دارة شود.
غزیل . [ غ ُ زَی ْ ی ِ ] (اِخ ) جدّ هبیرةبن عبد یغوث . (منتهی الارب ) جدّ مکشوح و دقیس، و نام مکشوح هبیرةبن عبد یغوث است . (از تاج العروس ). بطنی است از حمل از مراد. (از انساب سمعانی ورق ٤٠٨ ب ) رجوع به انساب شود.