غسان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غسان . [ غ ُس ْ سا ] (اِخ )بطنی است از حضرموت . (انساب سمعانی ورق ٤٠٩ الف ).
غسان . [ غ َس ْ سا ] (اِخ ) ابن عمر عجلی . از سفیان ثوری روایت کند. (از لسان المیزان ج ٤ ص ٤١٩).
غسان . [ غ َس ْ سا ] (اِخ ) ابن فضل بن زید. ابوحامد اشعری از وی حدیثی نقل کرده است . رجوع به ذکر اخبار اصبهان ج ٢ ص ١٥١ و عیون الاخبار ج ٣ ص ٥٢ شود.