غسلگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غسلگاه . [ غ ُ ] (اِ مرکب ) جای غسل کردن . مکانی که در آن غسل کنند : زلفش فروگذاشته سر در شراب عید دیری است غسلگاه شده حوض کوثرش . خاقانی . غسلگاهم به آبدانی کرد کز گهر سرخ بود واز زر زرد. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غسلگاه . [ غ ُ ] (اِ مرکب ) جای غسل کردن . مکانی که در آن غسل کنند : زلفش فروگذاشته سر در شراب عید دیری است غسلگاه شده حوض کوثرش . خاقانی . غسلگاهم به آبدانی کرد کز گهر سرخ بود واز زر زرد. نظامی .