غسو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غسو. [ غ َس ْوْ ] (ع مص ) رجوع به غُسﱡوّ شود.
غسو. [ غ ُس ْ س ُوو ] (ع مص ) تاریک گردیدن شب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). تاریک شدن شب . (مصادر زوزنی ). غسا اللیل غسواً بالفتح، و فی الصحاح و المحکم غسا غُسُوّاً کسمو؛ اظلم . (تاج العروس ) . ◄ غسا الشیخ ؛ نیک پیر شد. (منتهی الارب ) (آنندراج ): شیخ غاس ؛ قد طال عمره، عن «اللیث » و المعروف بالعین . (تاج العروس ).